اخبار مهماسلایدرجهانیادداشت و تحلیل

مواجهه بزرگ پکن؛ دیدار ترامپ و شی چه نتیجه‌ای خواهد داشت؟

سه سال پس از اوج تنش‌ها، دیدار مستقیم ترامپ و شی در پکن می‌تواند مسیر رقابت آمریکا و چین و نظم جهانی را به شکل بی‌سابقه‌ای تحت تأثیر قرار دهد.

پارس تحلیل: سه سال پس از آن‌که روابط آمریکا و چین به‌دلیل مجموعه‌ای از تنش‌های دیپلماتیک، محدودیت‌های تجاری و نگرانی از درگیری احتمالی بر سر تایوان در پایین‌ترین نقطه خود قرار گرفت، حالا بار دیگر نگاه‌ها به یک ملاقات دوخته شده است؛ دیداری که می‌تواند نشان دهد رقابت دو ابرقدرت قرار است از کدام مسیر ادامه پیدا کند.

دونالد ترامپ هفته آینده وارد پکن می‌شود؛ سفری دو روزه که از همین حالا به یکی از مهم‌ترین رویدادهای ژئوپولیتیک سال تبدیل شده است.

اهمیت این سفر از آن‌جاست که تجربه‌های گذشته نشان داده روابط واشنگتن و پکن، بیش از هر چیز، تحت تأثیر تماس‌های مستقیم میان رهبران شکل می‌گیرد؛ تماس‌هایی که گاهی به نتایج پیش‌بینی‌نشده‌ای منجر شده‌اند.

سه سال پیش، تلاش دولت بایدن برای ایجاد فضای اعتماد میان او و شی جین‌پینگ با تصاویر صمیمانه آغاز شد اما در نهایت با سکوتی نمادین در باغ فیلیولی و یک لغزش لفظی در کنفرانس خبری به پایان رسید.

این بار اما صحنه متفاوت است. رقابت تجاری به سطحی رسیده که هر تصمیم کوچک می‌تواند نظم زنجیره‌های تأمین را جابه‌جا کند، و در عین حال، هر دو طرف می‌دانند که بدون حدی از ثبات، مدیریت این رقابت دشوار خواهد بود.

سؤال اصلی اینجاست؛ آیا دیدار هفته آینده فرصتی واقعی برای ایجاد ثبات خواهد بود، یا مقدمه‌ای برای یک معامله بزرگ است که ممکن است قواعد رقابت چین و آمریکا را تغییر دهد؟

کالبدشکافی قدرت‌های شخصی؛ وقتی تصمیم‌ها فقط در دست دو نفر است

در روابط آمریکا و چین، ساختارها همیشه مهم بوده‌اند، اما تصمیم‌های واقعی معمولاً در لحظه‌هایی گرفته شده‌اند که دو رهبر، پشت درهای بسته، رو در رو نشسته‌اند. تاریخ روابط دو کشور پر است از نمونه‌هایی که نشان می‌دهد شیمی شخصی، برداشت‌های فردی و حتی سوءتفاهم‌ها، گاهی بیش از تمام نهادهای رسمی بر مسیر سیاست‌گذاری اثر گذاشته‌اند.

از دیدار غیرمنتظره مائو و کیسینجر که راه را برای عادی‌سازی روابط باز کرد تا شام‌های تشریفاتی ترامپ و شی در مارالاگو که بیشتر شبیه نمایش قدرت بود تا مذاکره واقعی.

این بار نیز همه‌چیز حول همین رابطه شخصی می‌چرخد. ترامپ به‌طور سنتی اعتقاد دارد که می‌تواند در مواجهه رو‌در‌رو، امتیاز بگیرد؛ دیدگاهی که در دوره اول ریاست‌جمهوری‌اش بارها آن را آزمود. شی اما امروز رهبری است که نسبت به گذشته محتاط‌تر و در عین حال مطمئن‌تر به‌نظر می‌رسد.

او دیگر آن رهبر سال ۲۰۱۷ نیست که وارد کاخ سفید شد تا از شدت جنگ تجاری بکاهد؛ حالا با اقتصادی بزرگ‌تر، زنجیره تأمین قدرتمندتر و اعتمادبه‌نفسی بیشتر نسبت به عمق‌گرفتن شکاف واشنگتن و متحدانش روبه‌روست.

در چنین صحنه‌ای، هر دو طرف می‌دانند که متن رسمی مذاکرات تنها بخشی از واقعیت است. بخش مهم‌تر به برداشت‌های شخصی بازمی‌گردد: ترامپ می‌خواهد تشخیص دهد آیا شی آماده معامله است یا نه؛ و شی می‌خواهد بداند آیا ترامپ امروز همان سیاستمدار معامله‌جوست یا رهبری که به‌دنبال امتیازگیری سریع برای مخاطبان داخلی آمریکاست.

از دل همین پرسش‌هاست که مسیر رقابت دو قدرت تعیین خواهد شد؛ رقابتی که حالا بیش از هر زمان دیگری وابسته به نگاه و تصمیم دو نفر شده است.

میدان معامله؛ جایی که تجارت، امنیت و فناوری در هم گره می‌خورند

در پشت ظاهر دیپلماتیک این سفر، هر دو طرف با فهرستی طولانی از دغدغه‌ها و توقعات وارد گفتگو می‌شوند؛ فهرستی که نشان می‌دهد رقابت میان واشنگتن و پکن دیگر صرفاً بر سر تجارت نیست، بلکه در هم‌تنیدگی پیچیده‌ای از اقتصاد، امنیت، و فناوری را شکل داده است.

برای ترامپ، این دیدار فرصتی دوباره است تا تصویر «معامله‌گر بزرگ» را زنده کند. او به توافقی نیاز دارد که بتواند آن را به‌عنوان نشانه‌ای از بازگشت اقتدار آمریکا بفروشد. چه در قالب خریدهای سنگین چین از محصولات آمریکایی، چه وعده‌هایی در قبال کنترل بازار ارز یا محدودسازی صادرات فناوری‌های حساس. اما در عمل، هدف اصلی ترامپ چیز پیچیده‌تری است. بازگرداندن آمریکا به مرکز توجه جهانی در برابر رقیبی که دیگر تمایلی ندارد در نقش شریک فرودست ظاهر شود.

در طرف مقابل، شی جین‌پینگ با اقتصادی مواجه است که درگیر چالش‌های داخلی و کاهش رشد است؛ اما او می‌داند که هر امتیاز به آمریکا ممکن است در داخل چین به‌عنوان نشانه ضعف تعبیر شود.

به همین دلیل، استراتژی پکن بر پایه «مدیریت تقابل» طراحی شده‌است؛ یعنی کشاندن آمریکا به گفت‌وگو، بدون دادن امتیاز واقعی. در همین چارچوب، موضوعاتی چون تایوان، محدودیت‌های تراشه، و دسترسی چین به شبکه‌های مالی بین‌المللی در فاصله ظریفی میان سیاست و تهدید قرار گرفته‌اند.

افزون بر این، فناوری‌های نو از هوش مصنوعی تا ارتباطات کوانتومی به خط مقدم رقابت تبدیل شده‌اند؛ جایی که دیگر نه تعرفه و نه صادرات کالا، بلکه برتری محاسباتی و داده تعیین‌کننده است.

برای هر دو کشور، حفظ یا کسب برتری در این حوزه برابر است با امنیت ملی. و درست به همین دلیل، هیچ‌کدام حاضر نیستند میدان بازی را واگذار کنند اما هر دو می‌دانند که انفجار در یکی از این میدان‌ها می‌تواند شبکه اقتصاد جهانی را بی‌ثبات کند.

به همین خاطر است که گفت‌وگوهای این هفته، بیش از آن‌که به‌دنبال پایان رقابت باشد، تلاشی است برای ترسیم مرزهای آن، مرزهایی که اگر به‌درستی تعریف نشوند، ممکن است به‌جای مدیریت تنش، فصل تازه‌ای از بی‌اعتمادی را رقم بزنند.

پیامدهای پنهان؛ آیا این دیدار می‌تواند قواعد رقابت چین و آمریکا را بازنویسی کند؟

در ظاهر، دیدار ترامپ و شی می‌تواند به چند توافق محدود اقتصادی منجر شود، شاید باز شدن بخشی از دسترسی شرکت‌های آمریکایی به بازار چین یا وعده پکن برای کنترل صادرات مواد حیاتی. اما در لایه زیرین این دیدار، واقعیتی نهفته است که برای درک آینده رقابت میان دو ابرقدرت حیاتی‌تر است: هر دو طرف در حال خریدن زمان‌اند.

ترامپ به‌دنبال پیروزی سیاسی فوری است؛ توافقی که بتواند در فضای داخلی آمریکا به‌عنوان گواهی بر «بازگرداندن اقتدار» ارائه دهد. برای او، موفقیت در این دیدار به معنای تغییری در افکار عمومی است، نه در ساختار اقتصاد جهانی.

در مقابل، شی جین‌پینگ نیز از این فرصت برای تنفس اقتصادی و بازسازی ثبات درون‌مرزی استفاده می‌کند؛ زیرا او به‌خوبی می‌داند که فشارهای فزاینده خارجی تنها زمانی قابل‌کنترل‌اند که اقتصاد داخلی تا حدودی آرام گرفته باشد.

آنچه این دیدار را استثنایی می‌کند، نه نتایج رسمی آن بلکه پیام ضمنی‌اش است: جهانِ دو‌قطبی جدید در حال شکل‌گیری است، اما نه در قالب جنگ یا ائتلاف‌های قدیمی، بلکه بر مبنای مدیریت متقابل ناپایداری. چین و آمریکا دیگر نمی‌کوشند دیگری را حذف کنند؛ بلکه می‌خواهند قواعد درگیری را بازنویسی کنند تا هرج‌ومرج را پیش‌بینی‌پذیر کنند.

از این منظر، دیدار پکن شاید آغاز فصل جدیدی از واقع‌گرایی در سیاست جهانی باشد، واقع‌گرایی‌ای که در آن قدرت نه با تسلط، بلکه با توانایی مدیریت رقابت تعریف می‌شود.

اگر این فرض درست باشد، آنچه در ظاهر دیداری نمادین میان دو رهبر است، در عمل می‌تواند نقشه آینده نظم بین‌المللی را آرام و بی‌سروصدا تغییر دهد.

منبع: شبکه اطلاع‌رسانی طلا و ارز

مدیریت

پایگاه خبری تحلیلی پارس تحلیل

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا